|
امید عطایی فرد
بخشی از کتاب ..
ایران ما بیش از هر چیز به یک آرمان واحد و فلسفه مشترک نیاز
مند است.
نسل سرگردان ما نمی داند که :
در آتش عشق که باید بسوزد؟!
برای که و برای چه باید فدا کاری کند؟!
چرا باید از پاره ای کارها اجتناب کند ؟
وسرانجام چرا باید طبق طرحی که بزرگسالان به او پیشنهاد می
کنند زندگی نماید؟!
هر شعاری که دور از واقعیت باشد ، آرزویی محال را بر انگیزد،
بر توقعات بی حساب دامن زند، حقیقتی را نادیده انگارد، تعمیمی نارسا و بی استقرار
را سبب شود، حقی را پایمال کند، بدون تردید ناسالم است . مسموم است .تحریکی است و
مرفینی است.
استادان اروپایی و دست پروردگان ایرانیشان، می نویسند و به
او تحمیل می کنند که :
تاریخ پیش از اسلامش عاریتی و گرفته شده از یونان و اقوام
سامی است و پس از اسلامش هم که روشن است ، از تصدق سر همان اعراب به وجود آمده است.
در کشور ما باید موضوع فرهنگ و آرمان و منش ملی وارد آموزش
گردد.
کافی است در باره منش بگویم که در میان دریایی از بحثها و
فلسفه های اخلاقی ، فلسفه ملی و ایرانی در
چند عبارت : اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک ، خلاصه شده است . و اگر ما همین
را از دید گاههای گوناگون تشریح کرده و در
ذهن دانش آموزان جای دهیم ، خود را از هرچه فلسفه و آرمان و منش بیگانه ، بی نیاز
کرده ایم ، در حالیکه والاترین منشها را به جوانان خود آموخته ایم.
ترجمه هایی که از الواح می کنند کاملا مورد تردید است.
کتابهایی که در چند سال گذشته درباره تاریخ باستان نوشته
شده، خالی از اغراض مذهبی سیاسی نیست و مطالب آنها طوری مرتب شده که ایران
و هند را حقیروبی چیز نشان دهد و سهم واقعی
آنها را در تمدن جهان انکار کند.
اشارات این پژوهشگر درباره " افسانه حمله اسکندر
" به ایران ، خواندنی ست .
انسانی که در خود
نمی نگرد همه ی تبارش را و سراسر تاریخش را بد نام می کند.شاملو
|